هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

عروسی داداش امیر

1393/6/28 16:54
1,028 بازدید
اشتراک گذاری

گل نازم عروسک خوشگلم هفته ی پیش عروسی داداش امیر بود و رفتیم خرم آباد کلی بهمون خوش گذشت هر چند برای حنابندون یه اتفاق غیر منتظره افتاد که تمام برنامه های اون شب بهم ریخت (یکی از اقوام همون روز فوت شد )اما در جمع فامیل بودن و بعد از گذشت چندین ماه با دخملای فامیل گپ و گفت و خنده داشتن یه لذتی داشت که نگوووووووووو خندونک

شما که عاشق عروسی و نی نای نی ناااااااااای تا آهنگ بود آروم بودی و دست میزدی اما وقتی وایمستاد شما گریه کردنت شروع میشد تعجب

شب عروسی خسته بودی و گرسنه آخه اون روز نخوابیدی و لب به غذا هم نزدی برای همین حوصله نداشتی تا وقت شام که با نون و ماست خودتوسیر کردی و کمی هم غذا با نوک انگشتات ورداشتی خوردی و خولقت وا شد و رفتی وسط وهمش بدوبدو میکردی از اینور به اونور و با بچه ها بازی میکردیبغل

خاله مرضیه هم درگیر ثمین بود اونم خسته بود و نق میزد خلاصه اون شب به من و خاله با یه وضی گذشت...سکوت

ایشالا همیشه شادی باشه و با شادی دور هم جمع بشیمزیبا

از وقتی برگشتیم خونه من مریض شدم سرما خوردم ناجووووور... تازه خونه رو هم به هم ریختم و دارم کم کم آماده میشم برای محرم و روضه ... با ابن حالم از فرشها شروع کردم وقتی میدم بیرون میشورن احساس میکنم تمیز نیستن اینبار تصمیم گرفتم خودم دست به کار بشم...زیباراضی

 

اینم از عکسهایی که تونستم بین گریه هات ازت بگیرمبوس

فضای بیرون تالار واقعا زیبا بودزیبا

 

 

اینجا که دیگه خودت خسته شدی از زار زدنغمگین

مماختو ببین چه قرمز شدهزبان

 

 

اینم از آجی ثمین خوشگلللللمحبت

ماشالا ثنا جون بزرگ شده  نمیدونستم عکسشو بذارم یا نهچشمک

پسندها (1)

نظرات (4)

مینا
29 شهریور 93 21:24
مبارکه.ایشالا خوشبخت بشن.همیشه به عروسی.به وب منم سر بزن
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﺴﺘﻲ
1 مهر 93 17:27
ﺳﻼﻡ ﻳﻠﺪاﺟﻮﻧﻲ ﺧﻮﺑﻲ ﺧﺎﻟﻪ ﺟﻮﻥ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻪ ﻋﺮﻭﺳﻲ و ﮔﺮﺩﺵ.ﺑﻼ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﺟﻮﻥ.ﺭاﺳﺘﻲ ﻭﺑﻼﮒ ﺩﺧﻤﻠﻲ ﻣﻨﻢ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺁﭖ ﺷﺪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﻴﺸﻴﻢ ﺳﺮ ﺑﺰﻧﻴﺪ
مهتـ❤ـاب مامان یلـ♥ـدا و یاسیــ♥ــن
پاسخ
سلااااااااامممم ووووووووووی چه عهجبببببببببببب
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻫﺴﺘﻲ
4 مهر 93 17:34
ﺳﻼﻡ ﺧﺎﻟﻪ ﺟﻮﻥ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻲ ﺑﮕﻮﭘﺲ اﻳﻦ ﻋﻜﺴﺎ ﭼﻲ ﺷﺪ? ﺑﺬاﺭﻩ ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ ﺟﻴﻜﺮﻃﻼ ﺭﻭ
خاله مرضیه
5 مهر 93 16:50
سلام.چه خوب بود بعد از مدتها دور هم جمع شدیم البته جای رضا خالی بود.من هنوز درگیر مریضی خودم و ثمینم.الهی که همیشه سالم باشیم.
مهتـ❤ـاب مامان یلـ♥ـدا و یاسیــ♥ــن
پاسخ
الهی ایشالا زود خوب بشین ما هم هی میگره و ولمون میکنه